محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4420

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« من در كار اصلاح شما « كوشش خويش را كرده‌ام » گويد : وقتى فرمان نصر از جانب عبد الله بن عمر بيامد كرمانى به ياران خويش گفت : « كسان در كار فتنه‌اند ، يكى را براى كارهاى خويش بجوييد » . گويد : او را كرمانى نام دادند از آن رو كه به كرمان زاده بود . نامش جديع بود ، پسر على . گفتند : « تو سالار ما باش . » گويد : مضريان به نصر گفتند : « كرمانى بر ضد تو فساد مىكند ، او را پيش بخوان و خونش را بريز . » گفت : « نه ، اما مرا فرزندان هست ، ذكور و اناث ، پسران خويش را با دختران وى و پسران وى را با دختران خويش همسر مىكنم . » گفتند : « نه . » گفت : « پس يكصد هزار درم براى او مىفرستم . وى بخيل است و چيزى به ياران خويش نمىدهد ، و چون بدانند از اطراف وى پراكنده شوند . » گفتند : « نه اين مايهء نيرومندى او مىشود . » گفت : « پس او را به حال خويش گذاريد كه از ما حذر كند و ما نيز از او حذر كنيم . » گفتند : « كس بفرست و او را بيار و بدار . » گويد : « نصر شنيد كه كرمانى مىگويد : « هدف من از اطاعت بنى مروان اين بود كه مرا بر شمشير زنان گمارند و انتقام بنى مهلب را بگيرم بعلاوه اينكه از نصر ستم ديده‌ايم و ما را دير باز محروم داشته و به سبب رفتارى كه اسد با او داشته ما را مكافات مىدهد . »